پرسش :
شخصى با ارتکاز ذهنى بکارت با دخترى ازدواج کرده، منتهى بدون اشتراط در متن عقد، لیکن بناء خارجى متعاقدین بر آن بوده است ولى بعد از دخول معلوم شده که قبل از عقد به توسّط حمل بار سنگین، زوال بکارت شده (البتّه به گفته زوجه) ولى زوج احتمال مىدهد به سببى دیگر سلب بکارت شده؛ یعنى در علّت شاک است. لذا شب اوّل زفاف مطلب را به پدر زوجه اطّلاع داده و او گفته «من براى دخترم مهریه نمىخواهم مطلب مسکوت عنه باشد تا آبرویم ریخته نشود» و با این حرف، زوج ساکت شده و از طرفى هم اطمینان پیدا کرده که سبب زوال حمل بار است، و در نتیجه نه ماه با هم زندگى کردهاند، حالا مىخواهد طلاق بدهد و ادّعاء مىکند این دو علّت باعث شد که من عقد را فسخ نکردم و دیگر اینکه اگر زوجه مىدانسته به توسّط حمل بار بوده چرا قبل از عقد به من اطّلاع نداد تا عقد نکنم. و زوجه هم مىگوید من درست یقین نداشتم بکارت سلب شده بلى احتمالش را مىدادم و همچنین خجالت باعث شد که مطلب را فاش نکردم و فقط به عیال برادرم گفتم و اگر پدرم مهریه را بخشیده از پیش خودش این عمل را کرده به من خبر نداده و من مهرم را نبخشیدهام. حالا بیان بفرمایید نسبت به مهریه و شیربهاء پرداخت شده تکلیف چیست؟
شرح پرسش :
پاسخ :
شیربها را در فرض مذکور حقّ ندارید مطالبه کنید. و زوجه نیز مهریه را استحقاق دارد. و اختیار طلاق با شوهر است.
منبع: استفتائات امام خمینی(ره)، ج3، ص90
شیربها را در فرض مذکور حقّ ندارید مطالبه کنید. و زوجه نیز مهریه را استحقاق دارد. و اختیار طلاق با شوهر است.
منبع: استفتائات امام خمینی(ره)، ج3، ص90
تازه های پرسش و پاسخ
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}